X
تبلیغات
پیام عاشورا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 7:34  توسط   | 

پیام عاشورا

       

عاشورا یک حادثه نیست، بلکه نهضتی است که همراه خود پیام های بزرگی برای تاریخ بشریت آورده، جریانی است که از یک نقطه شروع شده و در طول تاریخ امتداد یافته و مربوط به یک ملت و نژاد و فرهنگ خاصی نیست.

امام حسین(ع) با شهادت خود زندگی به دور از بردگی و زبونی را به همه جهانیان نشان داد و بنایی را پی ریخت که برای همیشه معبد اهل خرد و ایمان شد. او به انسان ها آموخت که می توان و باید که در برابر سالوس و ریا ایستاد و دین و اعتقاد راسخ را از توفان باورهای ساده و عوامفریبانه محافظت کرد. او به همه آموخت که نباید فریب خورد و او خود در این راه، از تمام هستی اش، مشعلی ساخت روشن برای هدایت دیگران.
دلیل جاودان و ماندگار و زنده بودن آن نیز، همین روزها و شب ها ست! شب هایی که میلیون ها شیعه در کوی و برزن در جای جای جهان با هر تعدادی، با هر زبانی و با هر شیوه ای، ندای یا حسین سر می دهند تا جاییکه کارکردهای اجتماعی این قیام هنوز نیز باقی است و در جای جای زندگی اجتماعی ما ایرانیان و دیگر شیعیان نقش فراوانی داشته است!
در واقع اگر از فرا زمان و فرا مکان صحبت شود هیچ امری به عاشورا و کربلانمی رسد همان طور که حدیث منسوب به امام صادق (ع) می فرماید: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. و همین مقدمه می تواند در بیان جاودانگی واقعه عاشورا و ماندگاری همین واقعه کافی باشد.
قیام امام حسین(ع) تا آنجا در افکار و اذهان مردم جهان نقش بسته که این واقعه الگویی برای پیروزی حق بر باطل شمرده می شود، و بسیاری از مردم جهان با درس آزادگی امام حسین(ع) توانسته اند، خود را از دست بندگی نجات دهند.
اگر خوب به واقعه کربلا نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که بی شک یکی از اهداف سیاسی و اجتماعی نهضت امام حسین، مبارزه و مقابله با حاکم ظالم و به تبع آن تشکیل حکومت عادلانه و صالحانه بوده است، به همین علت امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان با شهادت خود توانستند پیام آزادی را و عزت را به گوش جهانیان برساند.
از زوایه دیگر نهضت امام حسین(ع) در گام اول، به نهادینه شدن دین اسلام کمک فراوانی کرد چرا که با وجود انحرافات و کاستی ها، فساد و تبعیض و حکام نالایق و انبیای کذاب نوظهور، منع احادیث واقعی و کتابت احادیث جعلی و کم و زیاد کردن مناسک و احکام و اوامر دینی، اسلام نوپا به مشکلات هویتی و ساختاری فراوانی روبرو بود. گرچه علل دیگری نیز در ثبات و نهادینه شدن دین در طول تاریخ نقش داشته است، اما نهضت حسینی نه فقط در میان شیعیان که در میان فرقه های مختلف به احیای دین کمک فراوانی کرد.
از دیگر سو به نهادی شدن دین در میان اجتماع شیعیان منجر شد و الگوها و قواعد مورد نظر اسلام را با همین نهضت در میان شیعیان زنده کرد و در نهایت تبعات مختلف آن، زنده نگه داشتن یاد عاشورا و نهضت حسینی و عزاداری ها و... به طور کلی، نهاد دین را از آن روز تا امروز نیرومند و مستحکم ساخته است، بر همین اساس است که امام خمینی(ره) می فرماید: همین عاشورا و تاسوعا است که اسلام را زنده نگه داشته است.
اینک مائیم و عاشورای «1430 قمری» رسالت ما شناخت جامع عاشورای حسینی است و شناساندن جامعه آن به تاریخ بشری و کوشش در تحقق اهداف آن حضرت، که دین باید در متن و محتوای جامعه و فرد قرار گیرد، در اصول عقیدتی و سیاسی و اخلاقی شعار «هیهات مناالذله» اصل باشد و شهادت طلبی برای آرمان و اعتقاد ما ارزش باشد و وسیله، امام به آزادگی ارج و قیمت داد، عزت مداری وعزت مندی را خواستار بود و فرمود « ان کان دین محمد لم یستقم الابقتلی، فیاسیوف خذینی» برای ثبات و ماندگاری و مصونیت دین محمدی باید خون داد.
باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران « ایسکانیوز» ایام سوگواری شهادت حضرت امام حسین علیه السلام، علمدار رشید و اصحاب باوفایش را تسلیت می گوید.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 6:57  توسط   | 

امر به معروف و نهي از منكر مهم‌ترين پيام عاشورا

علي‌اصغر آخوندي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در همدان اظهار داشت: ايام سوگواري اباعبدالله (ع) فرصتي است تا فلسفه حركت آن حضرت و دستاوردهاي آن حماسه عظيم را يادآوري كرده تا بتوانيم جرعه‌اي از درياي بيكران فيوضات قيام عاشورا را نشان دهيم و سرلوحه رهروان راه آن حضرت قرار گيرد.
وي افزود: مهم‌ترين فلسفه قيام امام حسين(ع) انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر بود چرا كه آن حضرت در آغاز حركت به سوي كربلا وصيتنامه‌اي نوشتند و به برادرش محمد حنيفه دادند كه به عنوان مدرك در تاريخ بماند كه بعدها در علل قيامش تحليل‌هاي وارونه نكنند.
مسئول سياسي عقيدتي سپاه انصارالحسين(ع) خاطرنشان كرد: امام حسين(ع) در وصيتنامه فرمودند "من براي شرارت و ماجراجويي و ظلم و فساد قيام نكرده‌ام من فقط براي اصلاح امت جدم رسول‌الله قيام كرده‌ام، مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره جدم رسول‌ خدا(ص) و پدرم اميرالمؤمنين رفتار كنم ".
وي بيان داشت: امام حسين(ع) شاهد آن بود خلافت رسول‌الله به فاسدترين افراد روزگار رسيده كه علناً گناه مي‌كنند و از هيچ فسق و فجوري ابايي ندارند.
آخوندي ادامه داد: مردم تابع دين و رفتار بزرگان و پادشاهان خود هستند و با اين روند اصل دين و حاكميت آن به خطر مي‌افتاد در اين جا تكليف الهي امام(ع) حكم مي‌كند كه سكوت نكند كه بر اين اساس نخستين اقدام او عدم بيعت با فرستاده يزيد و دومين اقدام وي هجرت از مدينه به مكه و از آن‌ جا به سمت كوفه بود.
وي خاطرنشان كرد: طي اين هجرت الهي (از مدينه به مكه) هر جايي كه فرصتي مي‌يافت براي مردم صحبت كرده و حقايق را بازگو مي‌كرد حتي وقتي با سپاه حر مواجه شد در طول مدتي كه سپاه حر راه بر او بست، آن امام آن‌ها را امر به معروف و نهي از منكر مي‌كرد كه نتيجه آن بازگشت خود حر به دامن امام حسين(ع) بود.
مسئول سياسي عقيدتي سپاه انصارالحسين(ع) گفت: امام حسين(ع) در روز عاشورا چند مرتبه در مقابل سپاه دشمن سخنراني فرمودند و وقتي بي‌توجهي آن‌ها را ديدند؛ فرمودند كه چون شكم‌هاي شما پر از حرام است؛ سخن حق را نمي‌شنويد.
وي افزود: از سخنراني امام حسين(ع) در روز عاشورا نتيجه مي‌گيريم كه امر به معروف و نهي از منكر مهم‌ترين پيام عاشورا است چراكه اگر در جايي احكام دين معلق بماند افراد جامعه دچار انحرافات فكري و اخلاقي مي‌شوند پس انسان مسلمان و عاشورايي نبايد ساكت بنشيند و بايد با رعايت مراتب و مراحل امر به معروف و نهي از منكر اقدام كند.
آخوندي تأكيد كرد: اگر فرد مسلمان عاشورايي سكوت كند به تكليف الهي خود عمل نكرده و به خاطر همين سكوتش در قيامت مؤاخذه مي‌شود و اگر با سكوتش مهر تأييدي بر اعمال خلاف ديگران بزند در جرم آن‌ها مشاركت كرده و گناهكار است.
وي تصريح كرد: امام حسين(ع) به تاريخ فهماند كه اگر در جايي اصل دين و حاكميت آن به خطر افتد مصلحت دين بالاتر از مصلحت جان و مال خانواده و ياران است و همه اين‌ها بايد فداي دين شود تا دين باقي بماند.
مسئول سياسي عقيدتي سپاه انصارالحسين(ع) اظهار داشت: بعضي از افراد روشنفكرمآب برخي از اصول غربي‌ها را نشخوار مي‌كنند و مي‌گويند اصل تساهل و تسامح را بايد پيش گرفت و مي‌گويند رفتارهاي خلاف اخلاقي ديگران به ما چه ربطي دارد؟ كه البته اين القائات شيطاني عكس اصل امر به معروف و نهي از منكر است.
وي با اشاره به آموزه‌هاي قرآن كريم كه "مردان و زنان مؤمن من دوستان يكديگرند به نيكي فرمان مي‌دهند و از اعمال زشت بازمي‌دارند "، افزود: پيامبر اكرم(ص) فرمود " ياري رساندن به ستمديده و امر به معروف و نهي از منكر جهاد در راه خداست " و علي(ع) فرمود " استواري شريعت به امر به معروف و نهي از منكر و برپا داشتن حدود وابسته است " كه همه اين بيانات اهميت امر به معروف و نهي از منكر را در اسلام مي‌رساند.
آخوندي عنوان داشت: از همه مستندات قرآني و سخنان ائمه اطهار(ع) به اين نتيجه مي‌رسيم كه اسلام براي همه مسلمانان تكليف مراقبت از ديگران را قرار داده و مؤمنان نسبت به هم حق و تكليف دارند.
وي ادامه داد: يكي از تكاليف انسان‌ها بر يكديگر نظارت بر رفتار خود و ديگران است كه در هر جامعه با عنوان نظارت همگاني مطرح است و نخستين و ساده‌ترين وظيفه همگان تذكر زباني است و اگر مي‌خواهيم به رسالت حسيني و عاشورايي پايبند باشيم و شعارمان را با شعورمان هماهنگ كنيم بايد نسبت به اين امر مهم اقدام كنيم و بي‌تفاوتي را كنار بگذاريم.
مسئول سياسي عقيدتي سپاه انصارالحسين(ع) با بيان اينكه عزاداري اباعبدالله‌الحسين(ع) مستحب، اما پيمودن راه او در زمينه امر به معروف و نهي از منكر واجب است، اظهار داشت: عزاداري و سينه‌زني خوب و شورآفرين است اما اين شورآفريني را بايد تبديل به شعور كنيم و جامعه‌اي حسيني بسازيم كه تكليف‌مدار و آميخته با غيرت ديني است.
وي به مسئله پديده بدحجابي، آرايش‌هاي غليظ برخي دختران و زنان، بي‌حيايي برخي پسران و مردان اشاره كرد و افزود: گناهان شايع زباني مانند غيبت، تهمت، بددهاني، نگاه حرام و استماع موسيقي‌هاي مبتذل و ديدن تصاوير مستهجن و فيلم‌هاي تحريك‌آميز در جامعه وجود دارد كه همه اين موارد به امر به معروف و نهي از منكر نيازمند است.
آخوندي با بيان اينكه ابزارها و امكانات موبايل امروز افكار و اخلاق جوانان را تهديد جدي مي‌كند و اين قبيل امكانات در تاريخ بشريت تا 50 سال قبل وجود نداشت، تأكيد كرد: امروز دشمنان با استفاده از اين ابزارها دين و ارزش‌هاي موجود در جامعه ما را مورد هدف قرار داده‌اند كه آيا منطق حسيني حكم مي‌كند، بي‌تفاوت باشيم.
وي در پايان اظهار داشت: همه مسلمانان و حسينيان بايد به تكليف تاريخي خود عمل كنيم تا در صف محشر شرمنده امام حسين (ع) نباشيم كه در اين راستا حداقل كاري كه مي‌توانيم در حال حاضر انجام دهيم، تذكر زباني است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 6:5  توسط   | 

السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور 

عاشورای سال 61 ه.ق فرا رسید; حاکمیت بنی امیه، که ستمگری و جنایت را به اوج رسانده بودند و هر روز بر منکرات می افزودند، متزلزل شده بود. مردان الهی همکاری و همسویی با چنین حکومتی را ذلت محض می دانستند و اعلام بی لیاقتی حاکمان را امری واجب. (2)

از اینرو امام العارفین سید الشهداء(ع) که همراه پاکباختگان دین خدا به صحرای کربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهرعاشورا همچون نگین انگشتری در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. در آن موقعیت دشوار که زنان و اطفال خردسالش در معرض اسارت وحشی ترین سفاکان روزگار قرار داشتند، در خیمه هایشان حتی قطره ای آب یافت نمی شد و فریاد «العطش » کودکان از هر سو به گوش می رسید، حسین بن علی - علیهما السلام - با دلی آرام، قلبی مطمئن و روحی بلند در برابر همه سردمداران کفر و مزدورانشان ایستاد و پیام عاشورا را چنین ابلاغ کرد:

الف) آزادی

در بامداد عاشورا، که دشمنان بر گرد امام(ع) حلقه زده بودند عده ای چون قیس بن اشعث و شبث بن ربعی و حجار بن ابجر و یزید بن حارث به آن حضرت پیشنهاد بیعت با یزید کردند و گفتند تو تسلیم شو، هر چه می خواهی بکن و به هر سوی می خواهی برو. امام(ع) در برابر پیشنهاد آنان فرمود:

لا والله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید. (3)

نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردی خوار پیش شما دراز نمی کنم و چون بردگان ذلت و خواری را نمی پذیرم.

آن حضرت نزدیک ظهر نیز پیام آزادی را تکرار کرد و فریاد برآورد: هیهات منا الذلة، هرگز تن به ذلت نمی دهیم و زبونی و خواری از جمع ما دور است.

علاوه بر این در آخرین لحظات که پیکر پاره پاره اش بر روی زمین افتاده بود، خون خدا از رگهای بریده اش بیرون می زد و آن نامردان از خدا بی خبر سمت خیمه گاهش یورش می بردند، در زیر لب آنان را به آزادگی فرا خواند و چنین زمزمه کرد:

یا شیعة آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم; (4) ای پیروان خاندان ابوسفیان، چنانچه دین خدا را کنار گذاشته اید و از روز رستاخیز نمی هراسید پس در دنیای خویش آزاده باشید.

ب) عرفان و آشنایی با حق

هر چه ظهر عاشورا نزدیک تر می شد، تهدید سپاهیان عمر سعد فزونی می یافت; وحشت و اضطراب زنان و اطفال خردسال بیشتر می شد و حسین فاطمه(ع) تنهایی را احساس می کرد. در چنین موقعیتی، از همه مخلوق برید و با خالق یکتایش به مناجات پرداخت. او دستش را سمت آسمان بلند کرد و چنین گفت: اللهم انت ثقتی فی کل کرب و انت رجائی فی کل شدة و انت لی فی کل امر نزل بی ثقة و عدة، کم من هم یضعف فیه الفؤاد و تقل فیه الحیلة و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه [به] العدو انزلته بک و شکوته الیک رغبة منی الیک عمن سواک ففرجته عنی و کشفته [و کفیتنیه] فانت ولی کل نعمة و صاحب کل حسنة و منتهی کل رغبة. (5)

بارالها، تو در هر اندوه و مشکلی مورد اعتماد منی; در هر سختی مایه امید و در هر امری که بر من وارد آید مورد اعتماد و پشتیبان من هستی. غمهایی سبب سستی قلب می شود و راه چاره اندیشی را بر انسان می بندد، در آن هنگام دوستان انسان را رها می کنند و دشمنان به نکوهش می پردازند; چه بسیار چنین غمهایی که به درگاه تو روی آوردم، به تو شکایت کرده، از دیگران روی گرداندم و تو آن غمها را بر طرف ساختی. پس تو عطا کننده هر نعمت، صاحب هر خیر و نیکی و پایان هر آرزو و امیدی.

ج) اقامه نماز

ابو ثمامه صیداوی همراه امام مشغول کارزار با دشمنان اسلام بود که هنگام اذان ظهر فرا رسید. یاور مخلص عاشورا پیشنهاد اقامه نماز جماعت کرد. حضرت فرمود: وقت نماز رسیده است، خداوند تو را از نمازگزارن قرار دهد. امام(ع) دستور داد تا زهیر بن قین و سعید بن عبدالله در جلو بایستند و تهاجم دشمن را پاسخ گویند. آنگاه نماز را آغاز کرد و نزدیک به نیمی از مجاهدان از فیض جماعت آن حضرت کامیاب شدند. (6)

اقامه نماز در صحنه کربلا، به عنوان بالاترین پیام عاشورا، در زیارات منقول از ائمه اهل بیت(ع) مورد تاکید قرار گرفته است. زائران امام حسین(ع) به پیروی از معصومان(ع) در زیارت آن حضرت به این حقیقت والا اشاره می کنند و می گویند:

... اشهد انک قد اقمت الصلاة... (7)

د) ایستادگی در برابر باطل

در روز عاشورا، حلقه محاصره ابوعبدالله(ع) لحظه به لحظه تنگ تر می شد و سختیهایش فزونی می یافت. در آن هنگام، که تشنگی بر زنان و اطفال روی آورده، یاران یکی پس از دیگری شربت شهادت می نوشیدند و خویشاوندان نزدیک و فرزندان حضرت در خون خویش دست و پا می زدند. امام(ع) آن سنگدلان از خدا بی خبر را مخاطب ساخت و فرمود:

تبا لکم ایتها الجماعة و ترحا افحین استصرختمونا و لهین متحیرین... .

هلاکت و اندوه بر شما ای گروهی که با اشتیاق بسیار ما را به یاری خود خواندید و چون به یاریتان شتافتیم، با همان شمشیری که به شما سپردیم ما را هدف قرار دادید همان آتشی را که ما برای نابودی دشمن خود و شما افروخته بودیم علیه ما شعله ور ساختید; بی آنکه دشمنان در میانتان عدالت گسترده باشند و یا به آینده شان امیدوار باشید، بر ضد آنان پیمان بستید و علیه خیرخواهان خود گرد آمدید. وای بر شما، چرا زمانی که شمشیرها در نیام و دلها آرام بود و تصمیم به همکاری با آنان نداشتید دست از ما نکشیدید؟ چرا چون ملخهای تازه پردرآورده شتابزده به پرواز درآمدید و پروانه وار در آتش فتنه فرو ریختید؟!

ای فرو مایگان، ای بازماندگان احزابی که با پیغمبر خدا جنگیدند، ای نامردانی که کتاب خدا را دور افکندید و کلمات آن را تحریف کردید، ای هواداران شیطان، ای کسانی که سنتهای پیامبران را نابود کردید، آیا به یاری یزید و بنی امیه برخاسته، به آنان اعتماد کرده اید. و از یاری پسر پیغمبر دست کشیدید؟! آری، این بی وفایی در شما سابقه دارد; ریشه های شما با فریب درآمیخته، تنه و شاخه هایتان از آن نیرو گرفته است. شما پست ترین میوه ای هستید که گلوگیر باغبان خویشید ولی راحت و گوارا در کام دشمن فرو می روید.

الا و ان الدعی بن الدعی قد رکزنی بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات منا الذلة یا بی الله ذلک لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و ... (8)

آگاه باشید، پسر خوانده بنی امیه [ابن زیاد]، که پدرش نیز پسر خوانده و ناپاک بود، مرا بر دو راهی مرگ و ذلت نگاه داشته است و من هرگز تن به ذلت نخواهم داد. نه خدا به خواری من راضی است، نه پیامبرش، نه مردان با ایمان، نه دامنهای پاکی که مرا پروریده اند و نه شجاعان و غیوران. هیچ یک از این گروه از پیروی فرومایگان خشنود نمی شوند و آن را بر کشته شدن کریمان و رادمردان ترجیح نخواهند داد.

در پایان امام(ع) اشعار فروة بن مسیک مرادی را قرائت کرد، اشعاری که مضمونش چنین است:

اگر شما را شکست دادیم، از قدیم چنین بوده ایم و تازگی ندارد. اگر با شکست رو به رو شدیم، باز مغلوب نشده ایم; پیروزی در هر حال با جبهه حق است. ما با ترس خوی نگرفته ایم; اگر کشته شویم، سرنوشت، شهادت در راه خداست.

ه) تسلیم محض در برابر حق 

بالاترین پیام سیدالشهداء، در روز عاشورا، تسلیم در برابر خداوند سبحان بود. یاران آن حضرت نیز چنین بودند و در برابر امام خویش می گفتند: انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة; من تا روز قیامت، با هر که با شما [معصومان] سازش کند، سازش می کنم و با هر که بر شما [معصومان] سر جنگ داشته باشد می جنگم.

یاران امام(ع) ظهر عاشورا، بعد از به جای آوردن نماز ظهر، گویا بیعتی دیگر کردند و بر تسلیم بودن خویش در برابر فرماندهی چنین تاکید کردند: نفوسنا لنفسک الفداء و دماؤنا لدمک الوقاء فوالله لا یصل الیک و الی حرمک سوء و فینا عرق یضرب; (9) جانهای ما فدای جان تو باد [ای پسر فاطمه] و خونهای ما فدای خون پاک تو باد. سوگند به خدا، تا وقتی جان در بدن داریم، هرگز به تو و اهل حرمت گزندی نخواهد رسید.

امام(ع) و یارانش هرگز به پیروزی فکر نمی کردند، بلکه می خواستند وظیفه الهی خود را انجام دهند. در سایه چنین دیدگاهی اضطراب و دو دلی در آنان راه نمی یافت و از آغاز تا پایان نبرد از آرامشی ویژه مردان الهی برخوردار بودند. سالار شهیدان با توجه به مصایب سنگینی چون در خون غلتیدن یاران، برادران و فرزندان و نیز جراحات فراوان پیکرش چهره بر خاکهای گرم کربلا نهاد و حدیث عشق به خدا و تسلیم در برابر خالق را چنین زمزمه کرد:

صبرا علی قضاءک یا رب، لا اله سواک یا غیاث المستغیثین، مالی سواک و لا معبود غیرک، صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له، یا دائما لانفاد له یا محیی الموتی یا قائما علی کل نفس بما کسبت احکم بینی و بینهم و انت خیر الحاکمین. (10)

خدایا، در برابر قضا و حکم حتمی ات صبر پیشه می کنم. خالقی جز تو نیست; ای یاور یاری جویان، غیر از تو یاوری ندارم و جز تو معبودی نیست. حکم تو را می پذیرم، ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد; ای جاودانه ای که پایانی ندارد، ای زنده کننده مردگان و ای قیومی که بر اعمال همه افراد نظارت داری، تو خود میان من و دشمنانت قضاوت کن; تو بهترین داورانی.

پی نوشتها:

1- بحارالانوار، ج 98، ص 260، ح 41; زیارت بر اساس دستور امام جعفرصادق(ع) است. ترجمه جمله فوق چنین است: سلام و درود بر تو ای خون خدا و ای پسر خون خدا و ای کشته تنهایی که انتقام خونت گرفته نشده است.

2- رک: اصول کافی، ج 1، ص 54، ح 2; بحارالانوار، ج 44، ص 382، ح 2.

3- بحارالانوار، ج 45، ص 7; در کتبی چون مناقب ابن شهر آشوب جمله آخر را چنین نقل کرده اند... و لا افر فرار العبید. همانند بردگان از پیش شما فرار نخواهم کرد. (مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب مازندرانی، ج 4، ص 75; الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج 4، ص 63; اعلام الوری; اعلام الهدی، الطبرسی، ص 238).

4- بحارالانوار، ج 45، ص 51.

5- کامل ابن اثیر، ج 4، ص 60 - 61; ارشاد مفید، ص 217; بحارالانوار، ج 45، ص 4.

6- بحارالانوار، ج 45، ص 21; املهوف علی قتلی الطفوف، سید بن طاووس، ص 165.

7- رک: بحارالانوار، ج 98، ص 260.

8- بحارالانوار، ج 45، ص 8; ص 83، ح 10; املهوف علی قتلی الطفوف، سید بن طاووس، ص 6 - 155.

9- مقتل الحسین(ع)، مقرم، ص 5 - 304.

10- مقتل الحسین(ع)، مقرم، ص 375.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 12:15  توسط   |